بانک جهانی

بانک جهانی یکی از زیر مجموعه های چیس مانهاتان بانک یا همان بانک راکفلر و شورای روابط خارجی امریکا( ورژن جدید فراماسونری) است 
انها بانیان روشی موسوم به انقلاب در تاسیس مستعمره های پنهان برای 0/01 درصدی های دنیا یعنی ثروتمندان انگلیسی امریکایی هستند و بنا بر مصلحت در مقاطع دوره ایی خود افرادی از دیگر کشور ها را به عنوان مزدور داخلی خود بخودمت میگیرند مثلا عسگر اولادی ها و.. .
گروه راکفلر و شورا بلافاصله بعد از تاسیس مستعمره خود در ایران اقدام به دادن وام های بانک جهانی به ایران نمودند. از کیفیت های وام بانک جهانی یکی مقدار ناچیز ان و دیگری سود غیر قابل باور و هنگفت ان است. از دیگر جنبه های حاشیه ای وامهای بنک جهانی شروطی مانند رواج بهائیت و دیگر عقاید زیر مجموعه ایی انهاست 
از وام های دیافت شده بانک جهانی برای ایران میتوان به وام های فاضلابی اشاره کرد که برای شهر های چون بوشهر و ... که مبالغ ان حدود 300 هزار دلار « در آمد 2 دقیقه از صادات نفت کشور» اشاره کرد
گروه یهودیان شورای روابط خارجی با اعطا چنین وام هایی کشور های دیگر را به کمک دولت دست نشانده خود به شرکتی خصوصی تبدیل نموده و ملت ان کشور را به اسارت درمیاورند...

نلسون ماندلا

مردک آنقدر زنده ماند تا تاثیرات عمیق خیانت خود به یک ملت را ببیند

نلسون ماندلا یک اشرافزاده از نوع قبیله ایی آن بود. وی پدرش عضو شورای سلطنتی افریقای جنوبی بود او از این نظر به سید های ما شباهت دارد که هر سید به سبب وابستگی خود به عربیت خود را شایسته قیمومیت و سروری میداند اما عرصه بر او تنگ بود زیرا در افریقای جنوبی تعداد افراد قبیله و قدرت جنگ آوری بومی ملاک به قدرت رسیدن بود و او اشرافزاده پا برهنهایی بیش نبود از این رو به انگلستان متوصل شد
انگستان به سبب وجود منابع فراوان اورانیوم. الماس. طلا به افریقای جنوبی علاقه مند بود اما دولت سفید پوست ان چونان شیری از قلمرو خود دفاع میکرد. 
انها سقید پوستانی متمدن و متعادل بودند کشور را مدیریت میکردند و افریقای جنوبی به توانایی تکنولوژیکی در سطح بالایی دست یافته بود و با روندی که داشت حتی میتوانست در مقام دوم اقتصادی و نظامی جهان قد علم کند 
انگلستان با ماندلا ساخت تا از او چگوارایی سیاه برای خود بساز و چنین شد...
امروز افریقای جنوبی کشوری فقیر و فاقد صنعت قابل عرضه است مردم ان کشور در اولین فرصت ممکن دست به مهاجرت میزنند چرا که امنیتی وجود ندارد و جنایت امان همه را بریده است . هزاران دختر ده ساله در افریقای جنوبی حامله میشوند و مردم در شوک غیر قابل فهمی قرار دارند. اموال و معادن کشور به نفع انگلستان غارت میشود و ماشین سرمایه داری پنهان یهودیت با قدرت بکار افتاده است 
وضعیت افریقای جنوبی بی شباهت به کشور ما نیست زیرا که دست های یکسانی انها را در چنگال خود میقشارد و ماندلا در بستر مرگ شاهد موفقیت های خود در خیانت به مردم نادان افریقای جنوبیست.

یهودیت

باورهای دینی و آئینی و تنوع و تفاوت آنها با دوران مختلف .بخصوص عصر معاصر .نشاهدهنده سطوح مختلفی از شعور بشری پدید آورنده گان دوران خود هستند که نمایشی از تلاش های فردی و جمعی آنان برای فریب دیگر انسان ها را بتجربه در آورده اند آنها عموما از نژاد خاصی بوده اند که امروز ما انها را با عنوان یهودی میشناسیم
باستثنای دین یهودی و مسیحی. که ورژن های مختلف اما نه چندان تکاملی یهودیت هستند ادیانی چون زرتشتی و بودائی نیز نه از نظر منشا که از نظر پیامبر نیز به یهودیان تعلق دارند
زرتشت مردی شاعر منش و مصلح اخلاق بود او متناوبا از اهورامزدا سخن میراند و از زندگی در سه سویه پندار . گفتار و کردار نیک هوا خواهی میطلبید ولی فرستاده بودن خود از جانب خداوند مزدا را تاکید نمیکرد و این یهودیان بودند که برای ممانعت از گسترش و ترویج دینی خارج از کنترل خود عقاید زرتشتی را دینی معرفی و انرا مصادره و در کنترل گرفتند. امروز سران روحانی زرتشتیان نوعی کارمند برای یهودیان صهیونیست محسوب میشوند 
در مورد بودائیان چنین اعمال کنترلی بسیار عامیانه تر و کند صورت گرفت انها باور های خاصی را وارد تلقی مردم در زندگی روزمره نمودند یکی از چنین تلقین هایی منع خوردن گوشت گاو بود که به تاجران یهودی امکان جابجائی و نگهداری گله های بزرگ گاو را بکمک پنهان دولت ها و حکام محلی و البته روحانیان هندو در سرزمین پیش از تجزیه هند را میداد تصور کنید جمعیت هندو های شرق اسیا را که در رژیم غذائی خود از گوشت گاو استفاده می نمایند مسلما نه ثروتی برای یهودیان بهمراه داشت و نه آرامشی برای حاکمان و دولت شبهه قاره هند.
تنها تفکرات باقی مانده از تعرض یهودیان ائین های چین باستان همچون شیتنو کنفیسیونیسم بودند که به دلائل خاص زمانی از ضمیر مردم تقریبا زدوده شدند
نکته اصلی در رابطه با کشور ما و هچوم پنهان یهودیت مربوط به دوران میترائی است . یهودیان در مورد این باور ایرانیان که در اصل همه اجداد ما تا دوران کورش بطور عملی و صمیمانه از ان پیروی میکردند واقعا جنایتکارانه بود. انها به مرور سمبل های اشنا و مشهور دوران میترائی را در نمایه های زرتشتی مستحیل و سپس تبدیل به نشانه هایی از گناه و پلیدی نمودند سمبل خشم میترا تبدیل به اهورامزدا و سپس تبدیل به شیطان شد تا ورژن جدید و عامیانه یهودیت یعنی  تعادل خدا- شیطان را دارا شود
نقش کنترل عملی یهودیان بر زندگی روزمره ایرانیان از زمان کوروش بطور اشکار و پنهان تا به امروز ادامه دارد بدین گونه که هر گاه از دیرباز پادشاهی سلیم و خردمند در ایران حاکمیت پیدا میکرد نقش یهودیان کم رنگ و به لایه های پنهانی خود نزدیک و هر گاه فردی سست عنصر و نا اگاه زمام امور را در دست داشت قیمومیت و نفوذ انها علنی و در شکل های قانونی اعمال میشد انچه در زمان داریوش سوم . یزدگرد سوم و محمد رضا بر ایران گذشت گویای موارد و شکل های نفوذ یهودیان در استثمار ایرانیان بوده و هست
لازم به توضیح است که امروزه تشکل مدیریتی یهودیان که تا قبل از جنگ جهانی اول در قالب فراماسیون و شکل های مختلف ان بود به سیستم های سازمان ملل و شورای روابط خارجی که در هر کشوری از جمله کشور ما سازمان خاص خود را دارد تغییر کرده است‏

شاگرد استاد

دوران طفولیت من و زندگی تا به امروز م بدون اغراق به انداز زندگی ده ها انسان مملو از حس و تجربه بود در خانواده ایی بدنیا آمده ام که عجایب تاریخ گذشته گان . وسرزمینمان را تا جایی که توانسته بودند سینه به سینه حفظ کنند به من انتقال دادند و من با استنتاج از انکه اموخته بودم بر نکات مبهم پرداخته و ان بخش ها را با نور واقعیت از تحریف و شیادی زدودم... انکه گفتم تعریف نیست. چنگ زدن بر قدرت هم نیست زیرا قدرت برای من در تسخیر اذهان و صیانت از کشور معنی پیدا میکند در حالی که نه ذهن پویایی دیده ام و نه کشوری برایمان باقی مانده است و نه من یکی از صاحبان بنیاد های یهودی هستم که در حال زیاده خواهیست. من در فقر مطلق زندگی میکنم و با چنین وضعیتیست که رو در روی غرب سرمایه داری. شورای روابط خارجی و دست نشانده های انها در اقصی نقاط جهان ایستاده ام. چند سالی نگذشته است که مرا به جرم محقق ایرانی بودن در سفارت اسرائل در کشور... در اتاقک مخصوصی که اختصاص به سفارت اسرائیل داشت بازرسی و با در اوردن تمام لباس های من لختم کردند و با توهین و تهدید ساعت ها بازجویی کردند در حالی که من با مدارک کامل و خالی از اشکال برای اخذ ویرای دو ماهه مراجه کرده بودم . عاقبت به دست پلیس ان کشور سپردند چرا که در صدد دستیابی به کتب تاریخی و مفاد انها در تکمیل جنایات باستانی صهیونیست ها در کشورم بودم.حتی پلیس کشور مربوطه شرمسار اما ناچار مرا با یک شورت به داخل ماشین هدایت کردند و تا 12 ساعت بنا به خواست سفارت صهیونیست در بازداشت بودم تا هماهنگی لازم با سفارت امریکا و سی آی ای انجام گیرد و در باره من تصمیم گیری شود در این مدت تقریبا تمام پلیس های حاضردر ایستگاه مذبور از من شرمسارانه عذر خواهی میکردند و اظهار میکردند اسرائل در کشور انها قدرت زیادی دارد و انها ناچار به این بازداشت شده اند.... میخواهم خاطره ایی را از دوران طفولیت خود تعریف کنم چارپاداری در محله ما زندگی میکرد که یهودی بود او هنگامی که سفراش حمل بار ( شن. ماسه . اجر. پهن..) میگرفت برای حمل دفعات بیشتر بار و کسب پول بیشتر انبوه الاغان خود را با چنان سرعتی در کوچه و محله تنگ ما بحرکت در میاورد که به در خانه ها. دیوار کوچه . و احیانا مردمی که وسط چندین ده الاغ رمیده گیر افتاده بودند آسیب جدی وارد میشد. در تمام دورانی که ساکن ان شهر و محله بودم هیچکس قادر نشود این خانواده را به ملاحظه در رفتار . و کنترل اخلاق طمعکارانه خود واراد نماید در یکی از این یوش های الاغی ان مرد یهودی یک همکار الاغ وی وی با بار ر از اجرش پای بر روی پای نحیف و بدون کفش من نهاد . اسیب و دردی که از ان حادثه در پا و ذهن خود دارم تا به امروز برایم زنده و رنج آورست...