جغرافیای مفقوده  ائی بنام ایران

آنانی که دلی در گرو این سرزمین نگون بخت و پر از مردمان ناسپاس دارند واقفند که خاک و زمین نه نخبه پرور است نه سفله پرور. در حقیقت روند رشد و تعالی هر جامعه و و گروه مردمی است که از خود ملتی توانا و با شکوه یا مشتی انبوه برده میسازد. و مردم ایران دومی را برگذیدند.نقطاع فرهنگی که تحت تاثیر حمله های مکرر در طول دوهزار و پانصد سال به این سو بر این سرزمین صورت گرفته چنان ریشه تفکر را در اذهان مردم خشکانده است که از تحلیل و استنتاج بدیهی ترین امور ساده نیز عاجزند و این فرصت  بزرگی را در دست های دشمنان این ملت قرار میدهد تا خلاء خرد مردم را با هر پلیدی و و بدعت و دروغی پر کنند. این ازنادانی و بیسوادی مردم است که چگوارا جاسوس سرمایه داری را برای ایرانی قهرمان و انقلابی جا میزنند . کاسترو وطن فروش را که ملت کوبا را به بردگی کشید سوسیالیست و رهبر جا میزنند. گاندی جاسوس انگلستان را که هند استعماری را تبدیل به هند استثماری کرد و سیستمی پنهان از کنترل انگلستان در ان تاسیس نمود.. انگلیس اشراف زاده ثروتمندرا سوسیالیست جا زد و با کمک دیگر یهودیان بزرگترین امپراتوری یعنی روسیه را که تنها سد در برابر دهکده جهانی و تفوق مالی یهودیان بود را نابود کرد و ... بسیاری حوادث تاریخی دیگر که در میان این مردم وارونه تفهیم شد تا نادان ترین باشیم .

تختی فرزند یک نجار بود او به واسطه کار نجاری در مغازه پدرش دستانی ورزیده پیدا کرد و این را هر نجاری می داند. مطابق فرهنگ آنروزگار الوات از رسوم دست به دست وارد شده انگلستان متابعت میکردند و چنین بود که داستان لوطی بازی و قمه کشی از ژاپن که سنتی اصیل و سامورائی داشتند سر تراشیدنش و چاقوکشی آن توسط انگلستان در کشور باب شد تا لشکری برای ستون پنجم خود مهیا داشته باشد و تختی نیز جویای نام و جوانی بیسواد وارد عرصه پهلوانی شد .مدال آوری او در چند نوبت توجه بازاریان را بدو جلب کرد . انها همیشه نامی را تراشیده و خود و اهدافشان پشت آن مخفی میشوند« همانند داستان میر حسین و انتخابات» بازاریان که در اصل نماینده نانوشته یهودیان هستند اول سعی نمودند تختی را رو در روی حکومت و شاه قرار دهند و او را ترغیب کردند که تو پهلوانی و در شان تو نیست که به برادر شاه احترام گذاری و بقیه داستان ...
این ترفند نتیجه نداد و نتوانست انعکاس و هرج و مرج لازم را بر پا کند لذا به توصیه سی آی ای اتحاد بازار سنتی  و مجاهدین عملیات روانی علیه مردم عوام را اغاز کردند. تختی گنده و گنده تر میشد تا انجا که ماه ها به خانه خود نمی رفت و در هتل تهران با پول بقال ها به عیش و نوش می پرداخت و از عاقبتی که اینها تدارک دیده بودند غافل بود و روزی به طرز مرموزی در هتل او را کشتند. به همان روشی که شریعتی را و هر دو نفر در یک راستا و شاید بدست افراد مشخص. و چنین وانمود کردند که شاه دست به قتل مخالفین خود زده است و این اغازی برای پیروزی بیش از پیش نظام سرمایه داری در ایران بود . تختی مردی عادی و حتی کمتر از عادی بود او صرفا یک قلدر بیسواد همچون طیب. همچون اصغر و ... بود

این عوام بود که نیاز خود به الگو را با اولین اسمی که در دهانش قرار داده میشد پر میکرد و به حقایق هیچ توجه ای نداشت ..
فروهر یک ثروتمند کرد بود او از سران قبیله بود و عیبش ان بود که به جای رفتن به المان که مقر سران کرد است  بعد از چاپیدن مردم فقیر کرد باز طمع نمود که نه از تجارت بلکه از سیاست گردنی کلفت تر پیدا کند. من از مرگ فجیع او شخصا متاثرم ولی در عالم سیاست انجا که یک عامی به صرف داشتن دور ور و پول به سرش میزند که سیاست پیشه کند همیشه از این دست فجایع رخ خواهد داد. او گاهی حزب کارگر خود را می چسبید و گاه که مایوس می شد با ملی گرایان  دست می داد و چنین شد که شش ماه اول حیات جمهوری اسلامی را با بازرگان و بقیه استحکام داد اما نوبتش سپری شد و اسرار مگو باعث نابودی. کاش هر کس پی کار خود میرفت کاش هر یک از مردم این سرزمین جایگاه خود و دیگران را ارج می نهادند .عجیب است که این دو نفر در یک دیدگاه مشترک جا داده شده اند و مرا بر ان داشت تا مشابهات این دو نفر را بر شمارم . باشد که کسی را مایه عبرت و تجربه شود و یک روشنفکر به جمع اندک ما اضافه شود . پاینده باد ایران .

ستون پنجم

بسیار مایل بودم مردم ایران انقدر اطلاع از روند اداره فکری ملت ها و ماهیت گرداننده گان آن داشند تا این امکان فراهم میشد تا براحتی و بدون اشکال تفهیم در باره موضوعات اینچنینی صحبت کرد.. در میان هر ملتی میلیون و میلیون ها مردم از شعار ها و مفاهیمی استفاده می کنند که هیچگونه شناخت قطعی از آن ندارند و صرفا بکار میبرند تا از موج عظیم کوران دیگر عقب نمانند. مثال : این عوام ها از مورد تجاوز قرار گرفتن دختری در هند به شیهه کشی افتاده و عر حقوق بشری میزنند ولی در همان کشور و شهر و ده خودشان این اتفاق از دیدشان پوشیده می ماند چرا که اصولا اگاهی انها از کپی و پیست ازنت تجاوز نمیکند .و در زندگی دور از نت همان چوپانزاده ها و بچه بقال ها چیزی بیشتر نیستند... کسانی که سیستم یهودی امریکایی از انها برای قاراشمیش کردن و گل الوده کردن افکار ملت ها استفاده می کند و روشنفکران کارا و تاثیر گذار را با هیا هوی انها خفه میکند... مشکل زنان هند از دست رفتن یک پوست در انتهای قسمتی از روده شان نیست. مشکل انها عدم استقلال و مستعمره گی پنهان است که گاندی و نهرو با خیانت خود و به نفع انگلستان از ملت هند گرفتند . زمانی امریکا با چاهر ستون از ارتش خود به اسپانیا حمله ورشد چهار ارتش از چهار سو ..ولی انها میدانستند که کارشان بدون دخالت و کمک گروه پنجمی به پیش نخواهد رفت. آن گروه دیگر ستون پنجم نامداشت که با پیروی از امریکا اماده شده بودند در زمان خاص حمله به کشور خود خیانت کنند. امروز ستون پنجم امریکا و یهودیت در میان همه ملت ها وجود دارد و هر روز با سستم های ارتباظی خود اموزش داده میشوند. فمنیست های ما . حقوق بشری های ما . سیاسیون بی اطلاع ما . دموکراسی خواهان کور ما . از جمله آن ستون پنجم امریکا و ابزار دهکده جهانی اوست...
پاینده باد ایران
ّّ

تنها راه مقابله با توطعه مشترک امریکا - شورای روابط  خارجی آمریکا علیه مردم و منافع ملی ایرانیان .

ارتباط هر چه نزدیکتر و هم  دردی . هم فکری عملی  با یکدیگر است ...با هم وطن خود  صادقانه صحبت کنید  هر چند اولین بار باشد که او را ملاقات میکنید. با او   اشنا شوید و قرار ملاقات بگذارید . علایق خود را با یکدیگر تجربه کنید همچنان که نفرت هایتان را . سطح تفکر یکدیگر را بدون بر تری جوئی ارتقاع دهید . احترام به یک دیگر را در سطح عوامانه ننگرید عوام  می گوید اگر به خود احترام قائل نباشی پس به دیگران نیز احترام خواهی گذاشت و سپس  شروع می کنند به دعوا سر اینکه چرا مرا تو خطاب کردی نه شما یا اینکه چرا به من گفتی بالای چشمت ابروست... این شروعی برای نفاق افکنی بین مردم یک اجتماع و ملت بوده و از طرف اتاق های فکر بیگانه گان بیرون آمده است. یک روشنفکر هر گز نظر های احمقانه و بالاتر از آن «ارزشی خاص» برای شخصیت خود قائل نیست . یک روشنفکر اصیل هرگز به موقعیت اجتماعی شما احترامی قائل نخواهد شد .یک روشنفکر اصیل و واقعی با دارائی خود جلب نظر و توجه نمی کند چون اصولا دارائی چندانی نخواهد داشت اما به تفکر درست و عمیق خود مغرور خواهد بود. لازم نیست برای روشنفکر بودن یا انسان با اهمیت بودن خود را جر دهید تا به دانشگاه آزاد  یا هر طویله دیگر از این دست بروید . کافیست حس و ذوق فهمیدن خود را همیشه دنبال کنید و به آن بالاترین اهمیت را قائل باشد....‏"

پاینده باد ایران